محمد يار بن عرب قطغان

88

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

عبد الحى « 1 » صاحب عيار متوجه النگ كهدستان گشتند . و چون نزديك به معسكر نصرت اثر رسيدند ، مولانا عبد الرحيم تركستانى كه « 2 » در بارگاه محمد خان شيبانى منصب صدارت بلكه اختيار بىنهايت داشت و خواجه كمال الدين محمود ساغرچى كه به امر اشرف « 3 » ديوانى مشرف بود ، آن فرقهء واجب التعظيم را استقبال نمودند و در يكى از خيام فرود آورده ، نخست كميّت مال امانت و پيشكش و ساورى هرويان را قرار دادند . و پادشاه را از آمدن آن جماعه آگاهى داده ، محمد خان شيبانى بارگاه سلطنت و جهانبانى را به حضور سلاطين عظام و امراى كرام مثل محمد تيمور سلطان و مهدى سلطان و جانى بيگ سلطان و از امرا مانند قنبربى و جان‌وفابى « 4 » آراسته ، اكابر و اشراف را بار داد . و اكثر جماعهء مذكورهء ايشان با خوف و رجا بدان خرگاه سپهر انتما درآمده ، سلاطين و امرا به تعظيم ايشان قيام نمودند . و خاقان گيتىستان بعد از عنايت و التفات كه دربارهء ايشان ارزانى داشت ، رخصت مراجعت فرمود 146 و جان‌وفا ميرزا به منصب حكومت و داروغگى هرات مفتخر و سرافراز گشته ، همراه اكابر متوجه هرات شد و جهت سرانجام ساير مهام مولانا عبد الرحيم توجه كرد و جان‌وفا ميرزا در منازل اولاد امير غياث [ الدين ] فرود آمده و مولانا عبد الرحيم در خانه‌هاى بالاى دروازهء خوش نزول نمود و در روز جمعه پانزدهم محرم الحرام در مسجد جامع هرات خطبه به نام ابو الخير خان و محمد خان شيبانى خواندند « 5 » ( 54 ب ) و لقبش را امام زمان و خليفة الرحمن بر زبان راندند . و آن گيتىستان به مقتضاى علوّ همّت فرمان داد كه درهم و دينار را بر تنگه‌جات سابق اضافه نمايند و چون به سكه نام همايون زيب و زينت يابد ، هريك را به شش دينار كپكى جارى دانند و تنگه‌جات يك مثقال سابقه را به پنج دينار ستانند .

--> ( 1 ) . س : عبد الحسن . ( 2 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 3 ) . ت : « هرات رسيد و نشانى كه منشيان آستان سلطنت‌آشيان به نام شيخ الاسلام و قاضى اختيار الدين حسن قلمى كرده بودند رسانيد مضمون آنكه چون رايات » به روى آن خط كشيده شده است . ( 4 ) . س : جان بوته بى . ( 5 ) . س : خواندن .